اقتصادکارامد- بازار ارز این روزها بیش از آنکه از واقعیتهای اقتصادی فرمان بگیرد، زیر فشار «انتظارات» و البته «روایتسازی» قرار دارد؛ هر خبر سیاسی، هر شایعه و هر اظهارنظر میتواند موجی در بازار ایجاد کند؛ اما پرسش اساسی این است که آیا اقتصاد ایران باید هر روز با موجهای سیاسی بالا و پایین شود؟
به گزارش ایرنا، واقعیت آن است که نرخ ارز را نمیتوان با تیتر خبر، توئیت یا فضاسازی سیاسی برای همیشه بالا یا پایین نگه داشت. اگر تورم، نقدینگی، کسری بودجه، تجارت خارجی و درآمدهای ارزی تغییر نکرده باشند، نوسانهای هیجانی دیر یا زود فروکش خواهند کرد. مشکل از جایی آغاز میشود که برخی تلاش میکنند همین نوسانهای کوتاهمدت را به کارنامه سیاست اقتصادی دولت تبدیل کنند.
در این میان، منتقدان دولت نیز ظاهراً بدشان نمیآید هر افزایش نرخ ارز را به عنوان نشانه شکست سیاستهای اقتصادی معرفی کنند؛ گویی فراموش کردهاند بازار ارز حاصل مجموعهای از متغیرهای انباشتهشده در سالهای گذشته است و نمیتوان مسئولیت تمام ناترازیهای چندینساله را یکشبه به دولت مستقر منتقل کرد.
در این شرایط، سیاستگذار باید از هیجان فاصله بگیرد. کاهش شکاف نرخهای ارزی، حذف رانت، شفافسازی معاملات، تقویت عرضه ارز و مهمتر از همه، مهار تورم باید در مرکز سیاست اقتصادی قرار گیرد. راهحل، سرکوب مصنوعی نرخ ارز یا تزریق بیمحابای ذخایر نیست. ذخایر ارزی متعلق به اقتصاد کشور است، نه ابزاری برای خریدن چند روز آرامش در بازار.
از سوی دیگر، نمیتوان از دولت انتظار داشت همزمان با اصلاحات اقتصادی، تمام هزینههای انباشته سیاستهای گذشته را نیز در کوتاهترین زمان جبران کند و بعد، با اولین نوسان بازار، همان اصلاحات را زیر سؤال برد.
اینجاست که مرز میان «نقد اقتصادی» و «رقابت سیاسی» اهمیت پیدا میکند.
نقد سیاستگذار حق جامعه و رسانه است؛ اما تبدیل هر نوسان ارزی به بحران سیاسی، نه به ثبات بازار کمک میکند و نه قدرت خرید مردم را افزایش میدهد. اتفاقاً نتیجه چنین رویکردی میتواند تقویت همان انتظارات تورمی باشد که منتقدان مدعی مبارزه با آن هستند.
بازار ارز بیش از هر چیز به اعتماد نیاز دارد؛ اعتماد به اینکه سیاستگذار برنامه دارد و قرار نیست هر روز با تغییر مسیر، فعال اقتصادی را غافلگیر کند.
امروز اقتصاد ایران بیش از «نسخههای سیاسی» به سیاست اقتصادی منسجم نیاز دارد. اگر قرار است اصلاحات ارزی انجام شود، باید شفاف، تدریجی و مبتنی بر واقعیتهای اقتصاد باشد؛ و اگر قرار است نقدی صورت گیرد، بهتر است نقد بر اساس عدد و واقعیت باشد، نه آرزوی سیاسی.
شاید بد نباشد برخی مخالفان دولت یکبار هم به جای شمردن نوسانهای روزانه دلار، حساب کنند این ناترازیها از کجا آمده است.
اقتصاد را نمیتوان با خاطره دولتهای گذشته اداره کرد؛ همانطور که نمیتوان آینده اقتصاد را با تسویهحسابهای سیاسی ساخت.
نظرتان را بیان کنید
پیام های ارسالی پس از تایید منتشر خواهند شد



































پیام ها